Monday, October 8, 2012

اعدام؛ "پاک کنی" که «مشق نوشته های» تکالیف عرصهء زندگی اجتماعی ما انسانها را "پاک" نمی کند! کثیف تر می کند! (18 مهر) روز جهانی مبارزه با اعدام


اگر بپذیریم که "اعدام" صورتِ مسائلِ اجتماعی را پاک می کند و نه خود مسئله را؛
اگر بپذیریم که فرق است بین انسان و انسانیت؛ ولی  انسانیت مسئول اشتباهات انسانها "هم" هست؛
اگر فقط و فقط! « یک مجرم خطرناک برای فرار از دست قانونِ "اعدام" یک نفس انسانی را بکشد»؛
اگر بپذیریم جامعه در مقابلِ بدآموزی ها و انحرافاتِ اجزاء انسانیِ خود مسئول است،
اگر بپذیریم انسان و قوانین اجتماعیِ انسانی کامل نیستند و همیشه امکان "خطا" در "قضاوت"  وجود دارد؛
...
...
...
چگونه می توان با مجازاتِ "اعدام" مخالفت نکرد؟!

18 مهر -  مهرگانِ 1391 (روز جهانیِ مبارزه با مجازات "اعدام"  ما را به "بیداری"  می خواند!)

دون کیشوت های "فرضآنه"(*) و افسانهء دلار های تقلبی



فراز اول:
بچه که بودیم، دائی ما هم جوان تر از امروز بود. جوان برآزنده ئی محبوب خاص وعام. سید بود و معجزاتی هم داشت از جمله اینکه از هیچ ماری نمی ترسید- هروقت در شهر ماری پیدا می شد، اهالی می آمدن سراغ "سید" و او آنها را از این مهلکه نجات می داد-.
دائی، شوخی ساده ای با ما می کرد:وقتی به خانهء ما می آمد. می دویدیم به استقبال اش و البته ما را تحویل می گرفت و اگر چیزی "خوردنی" در دست ما بود می گفت: اینو بده من ، شتر برایت درست کنم! حرکت بعدی همیشه این بود. می گفت: اونه هاش نگاه کن – اشاره به پشت سر ما – ما نگاه می کردیم و شتری نمی دیدیم! وقتی برمیگشتیم و می گفتیم ما شتری ندیدیم. « البته خوردنی مان تمام شده بود!» می گفت خوب دیر نگاه کردی، رفت!(دیدی؟ ندیدی!)
دائی پیر شده ولی هنوز محبوبِ "خاص و عام" هست! «خداحفظت کنه، دائی!»

فراز دوم:
فرض کنیم  فردی "فرضآنه(*)" بر سرزمینی حاکم است.(فرض غلط و محال، که محال نیست؟!)
 به هر دلیلی "عزیزی" به "فرضآنه" مراجعه می کند و پیشنهاد می دهد. «قربانت کردم! طرحی دارم برای چاپ "دلار" که می تواند نیازهای دلاری مان را در مواقع اضطراری تامین کند!» "فرضانه" خوشش می آید و با توجه به "شرایط حساس کنونی" مجوز سرمایه گذاری صادر می شود.
ماشین های چاپِ بسیار پیشرفته به صورت سِری و به دهها برابر قیمت معمول تهیه می شوند. در محل امنی که کسی نباید از آن اطلاع داشته باشد مستقر می شوند و کارِ چاپ – از این به بعد لغت "تولید" را استفاده خواهیم کرد-  شروع می شود.
مشکلات تولید شروع می شود. (بدبختی اینجاست که برای جلوگیری از رواج جنس تقلبی در هر مغازه ای ابزار مناسب برای تشخیص "اصل" از "بدل" موجود است.)
کاغذ مورد نیاز فقط در کارخانه های بخصوصی و زیر نطر خزانه داری آمریکا تولید می شود. جوهر و ملزومات دیگر هم به همین منوال است. تیم تدارکاتی برای خرید مواد اولیه  از بازار سیاه گزارش نهائی را آماده می کند. با توجه به اینکه مواد باید تحت پوشش جاسوسی، امنیتی و بصورت قاچاق تهیه شوند. قیمت تمام شدهء چاپ هر دلار گرانتر از یک دلار است.
نکته دیگری هم در گزارش به "فرضآنه" هست. اینکه میزان دقیق دلارهای تولیدی توسط خزانه داری آمریکا رصد شده و صورت حساب صدور برگه های دلاری متعاقباً ارسال خواهدشد.
متن:
خبرگزاری های متعدد و مسئولین در بحران اخیر ارزی در ایران از مردم خواسته اند. مواظب خرید و فروش دلارهای تقلبی باشند.

چه نکاتی در این خبر وجود دارد؟

1-       توهم!  یعنی اینکه: « طرف فکر می کند بحران نقدینگی که توسط دولت نادانی به بوجود آمده است. در صورت عدم خرید دلار به خلوت "بانک ها" برخواهد گشت.»
2-       نادانی! یعنی : «نمی داند و یا خودش را به ندانستن زده که با توقف رونق خرید دلار، غول نقدینگی به طرف ماشین، لوازم برقی، صنعتی، آجر و سیمان و النهایه زمین و مسکن سرازیر خواهد شد و آخرین مقصد آن "سفره های مردم" است!»
3-       کلاهبرداری! یعنی اینکه: «حالا که طرف ارزش دارائی خود را نمی داند. فعلاً ما جیبش را خالی می کنیم. بعداً خدا کریم است!»
4-       جهل! یعنی : ... «آنکس که نداند و نداند که نداند!»(فکر میکنم فراز های اولیهءاین گزارهء ادبی را همهء ایرانیان بلد باشند.)
5-       حکایت «آش نذری ملانصرالدین»! یعنی اینکه: « امر بر خود او "مشتبه" می شود و هر چهار عمل فوق را با پشتکار پی میگیرد».

چه باید کرد؟

-          جنس تقلبی نباید خرید! برای تشخیص اصل وبدل هر جنسی به قدر کافی ابزار وجود دارد.
-          کلاهبرداران را باید افشاء کرد.
-          باید مواظب بود کسی گنجیشک رنگ شدهء "فرضانه"  را جای بلبل "فرزانه" به ما قالب نکند.
-          و... زندگی باید کرد!
در ضمن، بهتر است آدم با خوک کشتی نگیرد.(موجود کثیفی است)    

جمعبندی برای امروز:
اگر توانسته باشم لغت جدیدی را به فرهنگ سیاسی ایرانیان معرفی نمایم. کاری هنری و ادبی "تولید" شده است!

(*)  فرضآنه: کسی است که بیشتر از 20 سال است که تحت نظر او دلار تقلبی با «هزینه تولید هر دلار بیشتر از یک دلار تولید می شود و فکر می کند، خیلی زرنگ است.» توهم، نادانی، کلاهبرداری، جهالت و انطباق با حکایت «آش نذری ملانصرالدین» از دیگر ویژه گی های اوست.  کاربرد عملی استفاده از این لغت می تواند این باشد که بجای "خودتی" که بیشتر بار فرهنگی غیر مودبانه دارد، استفاده شود.

17 مهرگان 1391

Saturday, October 6, 2012

حکایتی از «گلستان سعدی»! به مناسبت انتصاب حداد عادل؛ به ریاست «بنیاد سعدی»! - "تو" خواه پند بگیر و خواه ملال

مشرف الدین سعدی شیرازی، آموزگار زبان پارسی و یکی از پیامبران شعر ایران است.



«فقیره درویشی، حامله بود. مدت حمل به سر آورده، و مرین درویش را همه عمر فرزند نیامده بود. گفت: خدای عزوجل مرا پسری دهد، جزین خرقه که پوشیده دارم، هرچه ملک من است، ایثار درویشان کنم. اتفاقا پسر آورد و سفره درویشان به موجب شرط بنهاد. پس از چند سالی که از سفر شام باز آمدم؛ به محلت آن دوست برگذشتم و از چگونگی حالش خبر پرسیدم، گفتند: به زندان شحنه در است. سبب پرسیدم، کسی گفت: پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ریخته و خود از میان گریخته! پدر را به علت او سلسله در نای است و بند گران بر پای. گفتم: این بلا را به حاجت از خدای عزوجل خواسته است.» (گلستان سعدی)

***
روز گار غریبی است !
این حکایت را همان بهتر به « قواعد سیاست ورزی وغضنفریسم در بازی سیاسی، واقعاً "این دروغی" که میگی، راسته؟ » "سنجاق" کنیم تا فراموش مان نشود!

من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم
تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال


15 مهر ماه 1391

Friday, October 5, 2012

خرج که از کیسهء مهمان بود، حاتم طائی شدن آسان بود! تخریب های اقتصادی بیشتر در راه است - دولت ، مجلس ، بیت ، بانک های خصوصی و بازهم دلار و ریال

اینجا سرزمین ثروت های نفتی، ایران است!  

پیش فرض های این نوشته :

شرایط اجتماعی ناظر بر شرایط هفته جاری چیست؟

"پاتک"  ا.ن. در هفتهء گذشته به تمامی استحکامات مدافعانِ دیروز دولت های نهم و دهم، شرایط جدیدی در میهن ما به وجود آورده است. تک های مورد انتظار که درمقابل پاتک ایشان می شود انتظار داشت، دامنهء بسیار محدودی دارد.
نکته جالب این است که با توجه به عدم وجود مشروعیت مردمی برای "رهبری فردی" و عوامل کودتا، خیلی هم تفاوت ملموس در راهکارهای پیش روی حاکمان وجود ندارد.

پاشنه آشیل رفتار حاکمان، عدم وجود حداقلِ "اعتماد" به آن ها نزد جامعه مدنی است. اقداماتی که برای درخواست نجات سیستم از آقایان هاشمی و حتی خاتمی ممکن است به عمل آید نیز، صرفاً در صورت وجود "شفافیت" لازم از نظر جامعه و شبکه های اجتماعی ، قابلیت کارکرد دارند.

بدون عقب کشیدن از موضع "دریدگی سیاسی" و تعداد قابل قبول استعفاء های واضح و همراه با دلیل کافی برای افکار عمومی -  اتفاقاتی که برای حاکمان در حال واقع شدن هستند -  موضوع افکار عمومی نخواهد بود!

جامعه مدنی و افکار عمومی تحت هدایت "جنبش سبز" تا کنون مواضع مهمی را بدست آورده اند. ازجمله:

1-       زندگی مستقل از تصمیمات حاکمان در شرایطی که مزاحمت کودتا را به حداقل برساند. بقدر کافی تمرین شده و در حال انجام است.
2-       با اعلام مواضع شفاف از سوی "جنبش سبز"، دنیا صدای صلح خواهی مردم ایران را شنیده و هرگونه تهدید خارجی فعلاً عقب کشیده شده است.(اینجا)
3-       خسارت های اقتصادی که حاکمان با "نزدیک بودن نظرشان" به دولت "جهل و نادانی" ، به زندگی شهروندان ایرانی وارد کرده اند نیز، تقریباً بطور کامل واقع شده و با تحریم های مالی دنیای متمدن دامنهء خسارت های بیشتر به حدت محدود شده است.
اگر بپذیریم مهمترین دستآورد شبکه های اجتماعی و جنبش سبز در هفته گذشته، ندادنِ فرصت به طرف های درگیری "مابین حاکمان" در تبدیل نا آرامی های پراکنده به یک یورش "امنیتیِ" سازمان یافبه علیه مردم، بوده است. در هفته جاری نیز کافی است که مردم در قامت "تماشاچی" در سیرک آتش گرفته حاکمان "حضور نظارتی" داشته باشند.

***
سئوالی برای این هفته: «در مقابل سرکوب سفید بانک های خصوصی چه بایدکرد، یا چکار می توان کرد؟»

در میان "تک" و "پاتک" های ممکن در هفته جاری که می تواند تا کنار رفتن دولت دهم بیانجامد. خاکریزِ "تک" آتی ا.ن. «تخریب کامل زیر ساخت های موجود نزد "بانک ها خصوصی" خواهد بود». دولت کودتا هیچ تحملی ندارد که بخشی از ساختارهای باقی مانده از دولت های "سازندگی" و "اصلاحات" – علیرغم مشکلاتی که برای جامعه مدنی هم دارند – بتوانند سالم نگهداشته شوند.

پیش زمینهء لازم برای ورشکست کردن بانک های - مثلاً - خصوصی با گذاشتن پوست خربزه زیرپای هیئت مدیره های بانک های مذکور «با افزایش مطالبات معوق و مشکوک والوصول و هدایت آنها به "دلالی" ارزهای دریافتی و هزینه کرد ما به التفاوت بدست آمده برای پوشش هزینه ها و پرداخت سود های صوری،» (اینجا) بنا گذاشته شده اند. دولت مطمئن است که این بانک ها در موقعیت "ببرهای کاغذی" هستند و برای فروپاشی، صرفاً به یک فوت از طرف مردم نیاز دارند.

انتظار میرود دولت و بانک مرکزی در این هفته بخواهند از نیروی مردم برای ورشکستگی کامل بانک های خصوصی استفاده نمایند.
«مسئولیتِ دادنِ راه کار به شبکه های اجتماعی در این خصوص سهل نیست ولیکن می توان امید داشت که حداقل، زیرساخت های بانک های خصوصی – علیرغم مردمی نبودن آنها – حفظ شود.»

هفته های آتی و موضوعات که در پیش است:

با قید این نکته که ا.ن. با اطلاعاتی که از آلودگی بیت "رهبری فردی"، "مجتبی خامنه ای" و بازوی نظامی کودتا  در جابجائی "میلیاردها دلار" درآمد نفتیِ گم شده (که به دست دولت های نهم و دهم انجام شده) دارد،  امیدوار است از آن به عنوان سپر دفاعی "باند" خود استفاده نماید. باید انتظار داشت در هفته های آتی هجمه ایشان به ماشین اقتصادی  "سپاه" نیز آغاز شود.

در یادداشت «سیرک حاکمیت و...»(+) و «آخرین نمایش سیرک حاکمیت...»(+) مقدمات خنثی سازی ابزار های تخریبی آقایان باز گو شده  و از "رهبری فردی" که قادر نبوده و نیست!  مسئولیت هائی که در جامعه مدنی امروز ایران بر عهده گرفته بوده  را  - حتی در حداقل های قابل قبول -  انجام دهد، «استعفا و برگشت به عقلای قوم» (اینجا) خواسته شده است.

در این هفته نیز مطابق ماه ها و سالهای اخیر شهروندان و شبکه های اجتماعی بدون دخالت در درگیری های عوامل کودتا به نظارت خود ادامه خواهند داد. «هیچ دلیلی فعلاً برای دخالت جامعه مدنی در سقوط بهمن جهل و نادانی دیده نمی شود.»

یک تذکر : جهت توجه آقایان "هاشمی" و "خاتمی" و عقلای قوم!

آشکار است که دوستانِ قدیم شما ضمن مراجعه، درخواست "امان" و حفظ موقعیت حداقلی برای دوام حیات خود را داشته باشند.
جامعه مدنی پادرمیانی آن جنابآن را فقط در حالتی می توانند مورد توجه قرار دهند که هیچ موضوعی از آنان پنهان نگهداشته نشود. «لابی گری آقایان برای موثر بودن! باید شفاف و آشکار باشد و هیچ  موضوعی بدون داشتن تائید از افکارعمومی به مثابه "خرد جمعی جامعه مدنی" در محاسبات آتی منظور نخواهد شد.»

Wednesday, October 3, 2012

آخرین نمایش سیرک حاکمیت در مهر 91 - دلار، ریال و اقتصادِ کی بود؟ کی بود؟

 عکس کاریکاتور از "گوگل" برداشته شده است



"صحنه آخر" و "بازی آخر" سیرک با حضور "دلقک" است.

 دو گزینه در پیش است:

یا "دیو  متوجه میشود!! که تماشاچی ها "سند و مستند - هزار بار- بیشتر ازآنچه دلقک می گوید  نشان خواهد داد" را دارند و طلسم "حقارتش" را می شکند!! و سر بر تمنای مردم میسپارد- چنان که سالهاست، در جای جای جهان زندگی به همین روال جریان داشته ودارد.

ویا " این دلقک شلتاق کار" صحنه و سقف و کاخ "دیو " و القصه ..."چادر سیرک" را بر سر خود و دیو و تماشاچی های مبهوت این همه حماقت پایین خواهد کشید!!

باید منتظر بود و دید که سیرک حاکمیت در "پرده آخر" می ماند و می ریزد؟!  ویا با فراخواندن "کارگردان منتخب و مطلوب تماشاچی ها" فردا روز هم "نمایش حیات دوباره" را، شاهد خواهد بود.

واما پایان این روایت:
"چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند".
7 خرداد 1391


  همزمان با اعتراضات "مسالمت آمیز" بازاریان در تهران، بریده ای از یادداشت 7 خرداد 1391 از یادداشت :


برای یادآوری روزها و فرصت هائی که "بود" و به زودی "خاتمه" خواهد یافت. نقل و مطالعه ء یادداشت اصلی را توصیه می کنیم.
باشد که قدر داشته هایمان را بدانیم و برای گذر از این برهه از تاریخ، "تردید" در "با هم بودن" وجود نداشته باشد!

12 مهر ماه سال 1391

Monday, October 1, 2012

یک توصیه به شبکه های اجتماعی و جنبش سبز: لطفاً زیر بهمن سقوط "اقتصادی" کودتا نباشید! "نقدی" بر یادداشت: کودتا مرده است، زنده باد آزادی





در هفته ای که هنوز در داخل آن قرار داریم. یادداشتی در ایران آباد منتشر شد تحت عنوان « نقدی بر مواضع علی شکوری راد، فرخ نگهدارو ضرورت نوآوری در نقش هاشمی رفسنجانی...» (اینجا) در این یادداشت:
1-       تحلیل های سه وجهی نگرانهء « راست، چپ و میانه »،
2-       سیاستمداری با راهکار های «فشار از پایین و جانه زنی در بالاو... حالا برعکس»،
مورد نقد قرار گرفته و مردود بودن هر دو  روش تحلیلی فوق در سیاست ورزی پیشنهاد شده است.
نوشته ای که هم اکنون پیش روی شما هست. برآن است. تحلیلی برای امروز اوضاع سیاست ورزی در ایران و شرایط اقتصادی بحرانی منطبق بر شرایط حال باشد. لیکن سعی خواهد داشت به روشهای تحلیل "علیل" معرفی شده در فوق تکیه نداشته باشد.


اول چرا می گوییم کودتا مرده است؟(+)

اگر بپذیریم که پایه های کودتای سال 88 بر:
-          جهل و خرافات،
-          سرکوب و ایجاد فضای امنیتی،
-          هزینه کرد دلارهای افسانه ای نفتی،
-          و ایجاد نا امنی در منطقه و تهدید و تحدید خطر دشمن خارجی،
بنا گذاشته شده است. با نگاهی به تحولات 3 سال اخیر متوجه می شویم که هر چهار ستون کودتا بر هوا است!

دوم چرا می گوییم زنده باد آزادی؟

اگر به پذیریم که آزادی "حق مطالبهء انسان ها" است و نمی توان آنرا در پشت میله های "هیچ" زندانی به اسارت گرفت، حداقل های وزیدن نسیم آزادی را می توان در مولفه های ذیل:
-          احترام به علم و دانائی،
-          آگاهی و اعلام آشکار مطالبات مورد درخواست آزادیخواهی،
-          تعیین آگاهانهء راه های رسیدن به مطالبات،
-          ...
جستجو کرد و یافت. با نگاهی به تحولات 3 سال اخیر متوجه می شویم که هر سه ستون آزادی هر روز قوامی بیشتر از دیروز یافته اند!

در فصلی از مبارزات جنبش آزادی خواهی به سر می بریم که:
1-      بهمن احمدی اموئی پشت میله های زندان با سربلنذی شاهد اتفاق افتادن تمام پیش بینی های علمی 6 سال پیشِ خودش، اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی در فروپاشی اقتصادی است. و "عاشقانه هایش" با محبوب در پشت میله های "زندانی دیگر" زبان زد خاص و عام!
2-       میرحسین موسوی حیات سیاسی کشور را از حصر با دو کلمهء "امید سبز" در مدیریت خود دارد.(چه حقیر است حصار اندیشه!)
3-       احمد زیدآبادی در تبریک تولد فرزندش می نویسد: صبر، صبر و صبر!
4-       محمد علی دادخواه برای اجرای حکم « برای ندادن شهادت دروغ و مطالبهء زندگی در ایران » چمدان بسته به زندان اوین می رود. کاری که "ژیلایِ" احمدی اموئی و دیگر محکومین به "آزادیخواهی" باصبوری انجام می دهند!(جای ویژه دارند، فائزه هاشمی، علیرضا رجائی و مصطفی تاجزاده در این میان!)
5-       بانوان سبز به ملاقات مادر و پدر "فائزهء هاشمی" شتافته اند و اعلام می کنند فائزه "عزیز" آنان است.(گزارش کلمه اینجا)
6-       ...

می توان بر لیست پیروزی ها و تواتمندی " جنبش سبز" ده ها برگ مستندِ بیشتر اضافه کرد. اما در این مقال و برای امروز و صرفاً برای اینکه توضیحی بر توصیهء داده شده مبنی بر « لطفاً زیر بهمن سقوط "اقتصادی" کودتا نباشید!» قید همین مقدار کافی است.

مردم رنج کشیده ایران!
ریزش نیروهای کودتا در حال تکمیل شدن است و فرماندهان کودتا، مورد این سئوال خود ساخته ولی تکراری: « واقعاً این دروغی که می گویید، راست هست؟»، قرار گرفته اند. اگر زمانی این سئوال، سئوال نخبگان فکری ایران بود. امروز سئوال فراگیری است که درب خانه های سران کودتا را هم می زند!
طنز تلخی است ولی وقتی همهء اطرافیان کسی با نگاه استفهامی به آدم نگاه می کنند و این سئوال را دارند که چرا "استعفاء" نمی کنی؟! آیینه هم می تواند سربه سر آدم بگذارد!
و قهراً جائی امن تر از "سوراخ موش" برای پنهان شدن باقی نمی ماند!

در این سو اما! قوامِ استدلال است.
«ما صبر می کنیم! چون می دانیم چه چیزی را می خواهیم و آنرا چگونه بدست خواهیم آورد!»
***

گزاره هایی برای امروز!

کودتا مرده است! اما:
 1-       سقوط اقتصادی که شاهد آن هستیم. سقوط اقتصادی کودتا است. ارزش پول ملی ایران بعد از "گذار از کودتا" از نو تعریف خواهد شد.
2-       سران و عوامل "جهل و خرافه"، "علم ستیزی و توهم" و خود "خدا" انگاران هنوز فرصت دارند. به صفوف مردم رنج کشیدهء ایرانی برگردند. می توان و باید به تمامی آنها "امان نامه" داد، که به خاطر عملکردی که ناشی از «دستورات یک سیستم کودتائی و معیوب بوده و بر این قرار بر مردم "ظلم" کرده اند»، در فردای "سبز" بخشیده خواهندشد.(نه اینکه فراموش شود!)
3-       «هیچ کس بدون شاکی خصوصی در هیچ محکمه ای احضار نخواهدشد! و "کرامت انسانیِ" عوامل کودتا محترم خواهد بود!»

زنده باد آزادی! اما:
یک عالمه "کارِبر زمین" مانده، برای ساختن ایرانی که در جایگاه شایستهء تاریخی خود قرار داشته باشد، در پیش رو است!
1-       توجه داشته باشیم که دنیا و رهبران دنیا همیشه حساب مردم ایران را از حاکمان جدا نگه می دارند.
2-        توجه کنیم که روشنفکران دنیا "بهار عربی" را تحت رهبری "جنبش سبز" ایران می دانند.
3-       ... زندگی ادامه خواهد داشت!

11 مهر ماه سال 1391

کودتا مرده است! زنده باد آزادی! «توهم» آقای نادران ناشی از چیست؟



روز یکشنبه آقای نادران از منتقدین آقای احمدی نژاد اعلام کرده « گرانی ارز تقصیر و برنامهء رئیس جمهورِ هم نظر با  آقای خامنه ای است و خواسته است که ا.ن. بگویند در مقابل این گروگان گیری، از نظام چه می خواهد؟!» - نقل به معنی( از "الف" بخوانید)
بیانات ایشان نشان دهندهء این واقعیت است که آقایان هنوز بر سیاق "علم ستیزی" و به دنبال "توهم" 8 سال اخیر خود هستند.

نه برادر!
این پوستین است که "نظام" و رهبری با بصیرت شما را گرفته و ول نمی کند!
از کیسه مردم ولخرجی نفرمایید. «هریک از 50 نفر اقتصاددانی که در 25 خرداد 1385 نامهءهشدار برای بحران اقتصادی را امضاء کرده بودند. می توانند به شما بگویند که: "این مریض مرده!"»

تاکتیک بعدی کودتا و دوستان شما، تاکتیک «پیدا کردن سوراخ موش است!»

یک نوصیه به شبکه های اجتماعی و جنبش سبز: لطفاً زیر بهمنِ سقوط "اقتصادی" کودتا نباشید!(چه باید کرد؟ را بخوانید)

10 مهر ماه 1391




سخنان آقای نادران در سال 1385