Monday, June 18, 2012

نقدی بر یادداشت "دائم در دور باطل" به قلم «آذرک» وتکریم مهدی خزعلی

پیش گفتار:
یادداشت "دائم در دور باطل" مزین است به کاریکاتوری از "مانا نیستانی" که به اعتقاد این قلم در مذمت "توهم" سرکوب گران کشیده شده. جسارت کرده از "مانا" اجازه بگیرم و به هر گونه "توهم توطئه"ای نسبت دهم. "توهم توطئه" یکی از بیماری های شناخته شده از انواع "بی عملی اجتماعی" است که می تواند به عنوان بیماری شناخته شود. و دریغ از بالاترینی ها که به این "بیماری حاد" در راه مبارزاتی شان دچار گردند!


... واما متن:
در خصوص یادداشت لینک شدهء " دائم در دور باطل" نقد و نظری به شرح ذیل نوشته شد که برای نقد و نظر مستقیم  در اینجا عیناً انتشار می یابد.
تا "چه" قبول افتد و "چه"درنظر آید!



ساعت 15:30 دقیقه بعد از ظهر روز دوشنبه این لینک را جزء لینک های قبل از داغ شدن دیدم .
از وحدت نظر تعداد قابل توجهی از دوستان گرامی در دادن نظر مثبت به یک موضوع سبک و کم ارزش که حتی "کارتون" نیستانی که سر تیتر نوشته آن است، به متن آن چنان ارتباطی ندارد احساس خوبی داشتم.

برآنم که این دوستان، مستقل از تعلقات خاطر شخصی، در یک موضوع باید باهم وحدت داشته باشند.

جزء حقیر این وحدت نظر می تواند پیدا کردن یک "دیوار کوتاه" برای خالی کردن "عقده"های متراکم باشد. ولیکن جزء دیگری می تواند این باشد که با هر عقیده و نظری و مستقل از دسته بندی های بوجود آمده یک خط "جستجو گری" این تعداد از دوستان فعال در "بالاترین" را به هم پیوند می دهد.

برای آن حس می نویسم. حسی که در آن دوستی با "انرژی 187000" را به دوستی با "انرژی 970" ، "مستقل ار اعتقادات شخصی" در موضوع این لینک به هم پیوند داده است.

دوستان گرامی: یک دنیا کار بر زمین مانده برای مطالبات سرکوب شدهء مردمی که ما به آنها و آنها به ما تعلق داریم وجود دارد. برای آنها چه تدبیری یافته و بر سر آن هم "قسم" شده اید. ما را هم به آن فرا بخوانید!

اینکه یک "دیوار کوتاه" انسان علاقمندی را که به همهء استهزاء های شما همان لبخندی را تقدیم می کند که به بازجوی زندانش، سنگ اندازی کنیم (آن هم "دایره وار" که اگر به ایشان نخورد، به سر یار هم تیمی خواهد خورد) چیزی بر نداشته های ما نخواهد افزود!

در خاتمه یادداشتی تحت عنوان "دلنوشته ای به دکتر مهدی خزعلی" قبلاً حضور تان نگاشته و تقدیم شده که مایلم دوستان مخالف، با زحمتی حداقلی آن را به "نقد" بکشند.
«به گوش جان منتظر دریافت نظریات دوستان خواهم بود.»

ضمناً حالا دیگر لینک تان داغ شده به قول rammstein "رفت صفحه اول"
29
خرداد 1391 ساعت 16:15 دقیقه


در پایان و با همراه کردن کاریکاتور "مانا نیستانی" با یک روایت تاریخی(شاید کاریکلماتور) برای تمامی دوستان نقد کننده این یادداشت بهترین ها را آرزو می کنم.

نقل است که یکی از بزرگترین شخصیت های تاریخ ساز در جامعه بشری در دورانی که در سیبری در تبعید اجباری قرارداشته به اصرار خرده نان های «حداقلی را که مقدور بود» جمع آوری و برای گنجشک ها می برده و در ضمن اعلام میکرده که «دلم به حال این موجودات ضعیف می سوزد. چراکه نمی توانند «حزب» تشکیل بدهند.»

Thursday, June 14, 2012

یک گام به پیش (2) – برگزاری سالگرد 25 خرداد 1391 و شکست توهم های امنیتی و تبلیغات جناح حاکم برای سرکوب بیشتر



این یادداشت را با طرح یک سئوال دو وجهی شروع می کنیم.
چرا بزرگداشت سالروز 25 خرداد 88 - در هفته جاری - "امنیتی" نشد؟
اولین جوابی که به این سئوال وجود دارد، این است:
"مگر" تظاهرات مسالمت آمیز "رای من کو" در سال 88  "امنیتی" بود؟!

یک جریان سیاسی "معلوم" که اهداف "معینی" در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در مورد "تاریخ ایران" به صورت تخریب، اختلاس و از بین بردن وحدت و اعتماد در صفوف خانه و خانواده، محله و محل کار، شهر وروستا و در کل، در سراسر ایران را در پیش گرفته بود، صرفاً با بهانه جوئی "نامربوط" تلاش کرد اعتراضات کاملاً حقیقی و حقوقی مطالبات حداقلی مردم ایران را با "امنیتی کردن فضای سیاسی" "مصادره" کند.

افرادی که اصرار بر "امنیتی" کردن تظاهرات 25 خرداد 88 را داشتند و با توجه به نوار سخنرانی های افشا شده و دستگیری فعالین سیاسی از اولین ساعات غروب 22 خرداد (شکایت فعالین سیاسی از سخنران و سخنرانی قبل از انتخابات توسط عقلای زندانی سبز سند معتبر این ادعا است.) امروزه دیگر کاملاً شناخته شده اند.

البته اینکه برنامه ریزان امنیتی کردن فضای بعد از انتخابات چگونه موفق به پیاده کردن تاکتیک "شبه کودتائی" خود شدند به دو مولفه اساسی نیاز داشت و آنها از هر دو مورد به طور کامل استفاده کردند:
1-       می بایستی حاکمانی بزدل با تخصص "دشمن یابی" و ترس از سایه دشمن "خیالی"برای حمایت سیاسی از اقدامات خود می داشتند، که عملاً با ظریب اطمینان 100% فراهم بود.
2-       با ایجاد هیاهو و "کی بود،کی بود من نبودم" می بایستی خود و اطرافیان حامی شان را در موقعیتی قرار می دادند که بتوانند ادعا کنند "صدای حقیقت را در این شلوغی نمی توانند بشنوند"، که برای این تاکتیک بهانه زیادی(هرگز) لازم نبوده و نخواهد بود.

25 خرداد 1391 "یک گام به پیش" در غلبه بر این "جریان سازی امنیتی" است.

بی انصافی است اگر همه این موفقیت را بخواهیم به "توسعه دانائی" افکار عمومی و جنبش سبز نسبت بدهیم (و با مدل 70 میلیون "دیکتاتورهای ایرانی" که صاحب این قلم و شخص شما که در حال خواندن این یادداشت هستید نیز جزئی از آن هستیم، بخواهیم آن را "مصادره به مطلوب" نمائیم)
دو عامل مهمتر در این "یک گام به پیش" موثر تر است:
1-       اهداف تخریبی ،دروغ، اختلاس و ایجاد فرصت برای نابودی "کیان" ایرانی از طرف مجریان آن آشکار شده و حتی در منظر نظر عقب مانده ترین بخش های جامعه "مدرن" ایرانی نیز قرار گرفته.(اشاره به زمزمه اعتراض علمای قم برای استناد کافی است)
2-       جهان متمدن و نمایندگان افکار عمومی دنیا در تیم 1+5 نیز صدای "هم آوای" مردم ایران را شنیده و  مطلع شده اند که تا زمانی که با "نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده "، طرف مذاکره نیستند، هر گونه "تحریم غیر مالی جناح حاکم"  و "اقدام نظامی" علیه ایران از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
حال که  مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 نشان داده اند که  با هوش تر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.
حال که پس از سه سال تلاش، فضای به شدت امنیتی شده کنترل می شود. فرصت کافی برای برداشتن قدم های بعدی فراهم خواهد شد. قدم هائی که می تواند با رفع حصر از رهنورد، میرحسین و کروبی شروع و با آزادی کلیه زندانیان سیاسی که با "توهم امنیتی" در بند نگهداشته شده اند توسعه یابد.
حمایت افکار عمومی و نشان دادن اینکه شهروندان دیگر مایل به گوش دادن به "توهمات" جناح حاکم نیستند، گام بعدی این حرکت "دلپذیر" است.
باشد! که این گام هم برداشته شود!

26 خرداد 1391

Wednesday, June 13, 2012

دلنوشته ای به دکتر مهدی خزعلی




















جناب دکترخزعلی!
 در سایت وزین و اختصاصی خودتان نظر سنجی تحت عنوان نظر سنجی کاندیدا های یازدهمین ریاست جمهوری را طرح فرموده اید و خواسته اید.
 دوستان؛ اصحاب اندیشه و رسانه؛ سیاست ورزان محترم؛
از میان فعالان سیاسی جناح های مختلف - حتی جناح انحصار طلب و اقتدار گرا -  کسانی را که بالقوه می توانند کاندیدای ریاست جمهوری یازدهم باشند را با ذکر دلیل و تحلیل معرفی نمایید،

این قلم در جواب نظر سنجی جنابعالی این نوشته را  به جنابعالی و دوستداران محترم شما نگاشته و به "تمامی اصحاب اندیشه و عمل" که قلبی برای دوست داشتن ایرانمان در سینه دارند، تقدیم می کند.

لازم به ذکر است که  این نگارش در فرصتی تنگ و در شرایطی انحام می شود که اعتقاد دارم "طرح بحث" موضوع روز کشور نیست. در ضمن اینکه عدم مشارکت در نظر سنجی را که شما شروع کرده اید را بر صلاح "حداقل قدردانی" مورد نیاز جامعهء نیازمند "تغییر" خودمان نمی دانم.
 بر این باورم که شاید این عین دیکتاتوری باشد اگر به صرف اینکه خود این مهم را موضوع روز نمی دانم در مشارکت با شکل گیری آن کوتاهی کنم. تا "چه" قبول افتد و "چه" در نظر آید.

واما... در خصوص سئوال طرح شده برای نظر سنجی، بر این باورم که هیچ کدام از کسانی که در کامنت های 66 گانه ای که دوستان ذیل نظر سنجی در سایت شما آورده اند. بالقوه در موقعیت کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نیستند و بالاخره روزی و از جائی باید این تفکر عقب ماندهء با چراغ خاموش پیش آمدن و اینکه به یکباره با پیشنهاد چند ریش سفید و یا چند گروه "مثلاً" سیاسی بی ریشه ، فردی و یا افرادی  به نامزدی معرفی گردند و انتخابات ریاست جمهوری در یکی از مهمترین ملل در تاریخ جهان – ایران – در غیاب و فقدان "جمهوریت"  انتخاب و مستقر گردد ، خاتمه یابد.

اگر بپذیریم که جامعه و شرایط پس روندهء موجود در  وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور ما به شدت از فقدان "برنامه" و "سازمان اعمال برنامه" رنج می برد.اگر بپذیریم که خیز به سمت نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری "با چراغ خاموش" عین "نا صداقتی" با جماعتی است که در بهترین حالت قصد داریم (به هزینه جیب و بیت المال آنها و ارائه خدماتی که وظیفه ذاتی "شغل شریفی" است که برعهده ما گذاشته شده) داوطلب کسب قدرت با  آرای آنها باشیم.

باید از خودمان سئوال بکنیم که چرا و چگونه است که اشخاصی که تا کنون در قامت نامزدی ریاست جمهوری در این ملک قد بر افراشته اند از اعلام رسمی برنامه هایشان گریزان بوده و با افتخار اعلام می کنند که به هیچ دسته و گروهی وابسته نیستند – حالیا که هستند-  ؟!

دکتر خزعلی عزیز!
این دروغ مصلحت آمیز «وابسته نبودن به هیچ دسته و یا گروه » تاریخ و انقلاب  ایران را تباه کرده و شما به عنوان یکی از فرزندان این انقلاب مدت های مدیدی است به ضروزت پایان دادن به این "مصلحت شر" پای می فشارید و این عین سعادتی است که بدان دست یافته اید. بر این قرار، "بر قرار" بمانید.

بگذارید کسانی که شب و روزشان را در رویای "ریاست جمهوری یازدهم" ایران عزیز سر می کنند، به لابی گری ها، استفاده از بیت المال کشوری برای نشان دادن "لیاقت های مشعشع" و با "چراغ خاموش" مشغول باشند. کسانی که فضیلت نامزدی در انتخابات را با نشان دادن "نوکری مردم" در، از آب و جارو کردن خیابان ها گرفته تا مبارزه با نابسامانی های اجتماعی که با بی برنامگی تاریخی به آنها دامن زده شده – بسیار شبیه فیگور مثال تاریخی "جنگ با آسیاب های بادی" در تاریخ ادبیات  فرانسه – مساوی انگاشته ویا نشان می دهند، معمولاً  نمی توانند قصد قربت خود را به "ریاست جمهوری" تا یک ماه مانده به انتخابات اعلام نمایند. آنها همیشه این بهانه را دارند که در یک ماه باقی مانده به انتخابات امکان تدوین برنامه وجود ندارد وتنها چاره باقی مانده برای مردم "اعتماد بلاشرط" به آنها و معرفین آنها است.

وقت آن شده است که به "حجب و حیای" خود را منزه از قدرت طلبی نشان دان خط بطلان تاریخی کشیده شود. بر آنم که شما می توانید و باید در این مسیر گامی درخور نیازهای امروز تاریخ میهن بر دارید. برای انتخابات ریاست جمهور یازدهم – اگر توانستیم از کمند فلاکتی که برای ایرانمان  درست کرده ایم، بگریزیم – حداقل دو عدد حزب سیاسی شناسنامه دار لازم است. جریان های اجتماعی و سیاسی که با چراغ روشن و در برابر قضاوت روزمره مردم قرارداشته باشند. برنامه مدون کاری اعلام شده لازم است و پروژکتورهای پر نوری که رقبای سیاسی بر عملکرد جناح مقابل انداخته و آن ها را به نقد بکشند.

شخص شما با توجه به شور و اشتیاق و مبارزه طلبی تان در مقابل فلاکت نامطلوب، با توجه به اینکه نماینده بخشی از فرزندان انقلاب بوده و هستید در خصوص امکان شکل گیری این روند مسئولیت دارید. از شما این مهم بر می آید که با "نجابت تقلبی" از مردم نخواهید که به شما " اعتماد چشم بسته" داشته باشند. اعتمادی که 33 سال در این کشور آنقدر به آن تکیه شده که سست سست شده است.

فصیلت مورد انتظار این قلم آن است که با همفکران خود "برنامه عمل" قابل ارائه به جامعه را تدوین کنید. سازمان حداقلی که بتواند قالب حرکتی با "پروژکتورهای روشن" برای کسب مقام ریاست جمهوری یازدهم باشد را "شکل دهید".  و این فرصت را بیآزمایید و ایجاد کنید. تا  هر کس مایل است در این عرصه وارد شده و "خواهان" اخذ آرای جمهور مردم باشد، مجبور شود جزئی از قواعد بازی "سیاست ورزی" را رعایت نماید.

بر این باورم که اگر شما چنان کنید که "باید". عرصه برای حضور هیچ رقیبی تنگ تر از قبل نخواهد شد. پس لطفاً بگذارید فضیلت روشنگری در عمل سیاسی شکل گیرد و آنگاه همگان از آن برخوردار شویم.

-          بپذیرم که صندوق های رای تنها مفر گذر به سعادت مطلوب است و یک دنیا قابلیت در "سیاست ورزی" برای رسیدن به آمال مردمی از وحدت و سازش و ائتلاف و... وجود دارد و نخبگان ایرانی با کوتاهی در انجام دادن آنها، در نابسامانی ها و سوزاندن شخصیت های ملی و تاریخی ایران نقش اساسی داشته اند.

فرصت ریادی برای یک دنیا "کار بر زمین مانده" در این خصوص در اختیار تیست. پس لطفاً "به پیش"

خلاصه در دو جمله:
در نظر سنجی مورد درخواست شما و با قید استثناء در خصوص آنچه در انتخابات ریاست جمهوری "دهم" بر ما گذشت و برای جلوگیری از تکرار آن:
«یا اعلام نامزدی و اقدام عملی و علمی در تدوین قواعد این عرصه از فعالیت های اجتماعی یاری کنید تا شرایطی ایجاد شود که هیچ کس جرات نداشته باشد با چراغ خاموش و با تکیه بر امکانات و سرمایه های کشور و بدون برنامه مدون و از قبل اعلام شده، نامزد "ریاست" جمهور یازدهم ایران باشد!»   
یا حق
25 خرداد 1391

Tuesday, June 12, 2012

اصلاح یا انقلاب؟ آن هم بعد از 33 سال در جا زدن تاریخی یعنی چه؟

«سفر بر بال گردباد»
هر آن کس که باد میکارد  طوفان درو خواهد کرد




"اصلاح" یا "انقلاب"؟

 یک "افق" بلند! که به قول ضرب المثل انگلیسی: "نگاه شتر داشتن"(شتر در بیابان زیر پایش را نگاه نمی کند، بلکه همیشه "افق" روبرو را نگاه می کند- بدیهی است به هر محلی که پا می گذارد، قبلاً آن را دیده است- .) مورد نیاز هر عمل اجتماعی "مفیدِ به انجام" است.
معنی این ضرب المثل در اصطلاح همان داشتن "هدف" است.

خوب! وقتی هدفی وجود داشته باشد، می توان بر آورد کرد برای رسیدن به آن هدف چه امکانات و محدودیت هائی وجود دارد. برنامه ریزی بعدی کاری مهندسی است.
 به اندازه نیروئی که سازمان داده ای و مقاومت در مقابل آن، صحنه در گیری خودش شکل می گیرد.
چه معنی دارد بدون وجود شرایط عینی "تغییر مفید" ، پل های پشت سر را خراب بکنی.
 اینکه شرایط موجود در جامعه ایران "تغییرات زیادی را ایجاب می کند" شکی نیست. ولی این تغییرات شامل زیر ساخت های اجتماعی هم میشود. واقعیت این است که ساختارهای طبیعی اجتماع ایرانی با "نادانی" و "پول نفت" به شدت تخریب شده ، نه از "طبقه کارگر" خبری هست و نه از"طبقه سرمایه دار" ممکن است هزار ترکیب "من درآوردی" مثل "سرمایه داری "نظامی" ویا آخوندی و یا... هر اصطلاح دیگری را بسازیم. ولی باید قبول کنیم تفکر "علمی" اقتصاد سرمایه داری در ایرانِ امروز"سرکوب" شده است. ( جالب است بدانیم که این بانکهای "مقوائیِ" حاکمیت ساختهء "مثلاً خصوصی" هم، اجازه رقابت برای جذب مشتری بر اساس ارائه خدمات بهتر را ندارند!) 

یک تفاوت هائی بین "عملگرا ها" و "بی عمل ها" وجود دارد. نمی دانم شما از کدام یک از آنها هستید. ولی امید وارم  خودتان بدانید و به هرچه که "می خواهید برسید"، برسید.

به نظرصحیح تر آن است که قبول کنیم که این "نتیجهء اقدام" است که اهمیت دارد و تعریف "اصلاح" و یا "انقلاب" را باید با توجه به  «نتیجه ای که واقعاً حاصل شده است» بدست آورد!  
شرایط مملکت سخت است. نه که نگران خارجی جماعت باشیم که، باید از"نادانی" حاکم، که در گوشت و پوست و استخوان ما بیشتر از "حکومت ما" وجود دارد، نگران باشیم.
یقین آن است که با همان ابزار و وسایلی که در 33 سال گذشته، ملت ما و روشنفکران ما نتوانسته اند "کار مفیدی" انجام بدهند. در 33 سال آینده هم نخواهند توانست!
در این شرایط هیچ کاری "زیباتر" از سازمان دادن "افکارعمومی" برای اینکه بدانند چه می خواهند و چه حقوقی دارند و برای رسیدن به خواسته هایشان "چکار" میتوانند و باید انجام بدهند، نیست. و این مهمترین اقدام و کارِ مفید، درست و عملی است.
الباقی مباحثات "داستان" نباشد. "بهانه" است.
و... بهشت به "بها" دهند و نه به "بهانه"!




Sunday, June 10, 2012

ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم(3)- در تدارک بهار سبز

(3)

آقای حاکم!
ما شهروندان معترض به شمرده نشدن «رای هایمان در 22 خرداد 1388» به رئیس جمهور منتخب میر حسین موسوی!
ما شهروندان معترض به نقض آشکار «حقوق ملت» با انتصاب فردی مریض به ریاست جمهوری !
ما شهروندان معترض به حصر رهبران جنبش «سبز»و «ایرانیان صلح جو» و زندانی نمودن بهترین فرزندان میهن!

در یک نمایش حضور در تهران شرکت خواهیم کرد!
البته با بهترین روحیه و روئی گشاده و "مسالمتی" که گرفتن آن از ما کار ساده ای نخواهدبود!
شما اگر خود را به خواب نزده باشید، خواهید توانست در این حضور رمز جاودانگی "دانائی ایرانی" را مشاهده کنید.

بله!  به عواملی که برای محافظت از خودتان بسیج کرده اید. بفرمائید این جماعت معترضین را نمی توانند به آشوب و نابودی کشور وادار نمایند. "دانائی" و "صبر" بزرگترین و انقلابی ترین راه رسیدن به خواسته های این "مردم رنج کشیده" است و بقول میرحسین موسوی «ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم» و بازی چیده شدهء عوامل تان را برای تخریب و نابودی ایران، بر هم خواهیم زد.
***
ما شهروندان معترض بدینوسیله اعلام  می نمائیم :
برای نجات دنیای خود چاره ای به جز قبول نتایج انتخابات 1388 را ندارید.
هنوز جنابعالی و عوامل تان فرصت دارید که «بجای تحمل سخیفانه ترین تحقیر های یک جریان بیمارتا آخر یک دوره دولت نادانی ویا خیانت» ، از گناه مرتکب شده استغفار بکنید وبراساس منابعی ازنتیجه انتخابات 1388 که در اختیار دارید، «با دعوت ازآقای مهندس میرحسین موسوی برای تشکیل کابینه مردمی» به بزرگترین اشتباه زندگی خود خاتمه دهید.
***
تذکار:« مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 نیز "با هوشتر" از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»! 



آقای حاکم، منصوبین خود را در این "آینه" دیده اید؟(2) - در تدارک 25 خرداد


(2)

(می دانیم که برای شما و دنیا تازگی دارد ولی توصیه می کنیم این بیانیه را با دقت بخوانید.)

آقای حاکم!
 آیا متوجه شده اید که همه ارگان های حکومتی و بویژه اجرائی تحت فرمان شما  برای بر پا کردن آتش یک آشوب و انقلاب شبانه روز در تکاپو هستند؟
-          عنان فساد و دروغ و تباهی توسط دولت مردان "انتصابی" شما رها شده است!
-          بیکاری و فقر و تبعیض بیداد می کند!
-          اعتیاد و فحشا تا درب خانه شخص شما هم کشیده شده!
-          تصادفات و حوادث رانندگی تا درب منزل جنابعالی هم رسیده!
-          نظام اقتصادی و سیستم بانکی یکی از ثروتمند ترین کشورهای عالم بطور کامل سقط است!
-          مامورین انتظامی بجای تامین امنیت شهروندان به جشنواره های سینمائی گیر داده اند!
-          وزارت ارشاد شما به دنبال بستن خانه سینماست!
-          در فضای هر روز بیشتراز روز قبل ، امنیتی شده،  سنگ ها را به قصد "معنی داری" بسته اند!
-          در فعالیت های هسته ای اما ... (شما اطلاعاتتان از ما بیشتر است)!

آیا همه اقدامات سازمان دهی شده در فوق را که برای سرنگونی نظام مورد ادعای شما و توسط عوامل "منتصب بدست شما" انجام می شود را نمی بینید؟ و یا اینکه خود را به خواب زده اید؟
(وضع غریبی است ، عوامل انتصابی شما تیشه بر ریشه تان برداشته اند و "اپوزیسیون" با حیا و دانای شما تمام قد در مقابل وقوع یک آشوب و یا انقلاب که می تواند تومار میهن ما را در هم بپیچد، به مقاومت ایستاده است!)

آقای حاکم! ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم - در تدارک 25 خرداد


(می دانیم که برای شما و دنیا تازگی دارد ولی توصیه می کنیم این بیانیه را با دقت بخوانید.)

آقای حاکم!
 آیا متوجه شده اید که همه ارگان های حکومتی و بویژه اجرائی تحت فرمان شما  برای بر پا کردن آتش یک آشوب و انقلاب شبانه روز در تکاپو هستند؟
-          عنان فساد و دروغ و تباهی توسط دولت مردان "انتصابی" شما رها شده است!
-          بیکاری و فقر و تبعیض بیداد می کند!
-          اعتیاد و فحشا تا درب خانه شخص شما هم کشیده شده!
-          تصادفات و حوادث رانندگی تا درب منزل جنابعالی هم رسیده!
-          نظام اقتصادی و سیستم بانکی یکی از ثروتمند ترین کشورهای عالم بطور کامل سقط است!
-          مامورین انتظامی بجای تامین امنیت شهروندان به جشنواره های سینمائی گیر داده اند!
-          وزارت ارشاد شما به دنبال بستن خانه سینماست!
-          در فضای هر روز بیشتراز روز قبل ، امنیتی شده،  سنگ ها را به قصد "معنی داری" بسته اند!
-          در فعالیت های هسته ای اما ... (شما اطلاعاتتان از ما بیشتر است)!

آیا همه اقدامات سازمان دهی شده در فوق را که برای سرنگونی نظام مورد ادعای شما و توسط عوامل "منتصب بدست شما" انجام می شود را نمی بینید؟ و یا اینکه خود را به خواب زده اید؟
(وضع غریبی است ، عوامل انتصابی شما تیشه بر ریشه تان برداشته اند و "اپوزیسیون" با حیا و دانای شما تمام قد در مقابل وقوع یک آشوب و یا انقلاب که می تواند تومار میهن ما را در هم بپیچد، به مقاومت ایستاده است!)

آقای حاکم!
ما شهروندان معترض به شمرده نشدن «رای هایمان در 22 خرداد 1388» به رئیس جمهور منتخب میر حسین موسوی!
ما شهروندان معترض به نقض آشکار «حقوق ملت» با انتصاب فردی مریض به ریاست جمهوری !
ما شهروندان معترض به حصر رهبران جنبش «سبز»و «ایرانیان صلح جو» و زندانی نمودن بهترین فرزندان میهن!

روز 25 خرداد در یک نمایش حضور در تهران شرکت خواهیم کرد!
البته با بهترین روحیه و روئی گشاده و "مسالمتی" که گرفتن آن از ما کار ساده ای نخواهدبود!
شما اگر خود را به خواب نزده باشید، خواهید توانست در این حضور رمز جاودانگی "دانائی ایرانی" را مشاهده کنید.

بله!  به عواملی که برای محافظت از خودتان بسیج کرده اید. بفرمائید این جماعت معترضین را نمی توانند به آشوب و نابودی کشور وادار نمایند. "دانائی" و "صبر" بزرگترین و انقلابی ترین راه رسیدن به خواسته های این "مردم رنج کشیده" است و بقول میرحسین موسوی «ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم» و بازی چیده شدهء عوامل تان را برای تخریب و نابودی ایران، بر هم خواهیم زد.
***
ما شهروندان معترض بدینوسیله اعلام  می نمائیم :
برای نجات دنیای خود چاره ای به جز قبول نتایج انتخابات 1388 را ندارید.
هنوز جنابعالی و عوامل تان فرصت دارید که «بجای تحمل سخیفانه ترین تحقیر های یک جریان بیمارتا آخر یک دوره دولت نادانی ویا خیانت» ، از گناه مرتکب شده استغفار بکنید وبراساس منابعی ازنتیجه انتخابات 1388 که در اختیار دارید، «با دعوت ازآقای مهندس میرحسین موسوی برای تشکیل کابینه مردمی» به بزرگترین اشتباه زندگی خود خاتمه دهید.
***
تذکار:« مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 نیز "با هوشتر" از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»!