Sunday, February 26, 2012

ما «واقعاً » بسیاریم؟

ما بسیاریم!!
اعلام حضور در زمین حریف ، هم تاکتیک هم استراتژی

1-    تاریخ تحولات اجتماعی در جامعه ما سرعت چشمگیری داشته و ظرفیت سرعت گرفتن بیشتر آن هم وجود دارد،
2-    در هزاره سوم میلادی جنبش آزادیخواهی ایرانیان جنبشی اصولاً مخالف با خشونت است وراه کارهای مسالمت آمیز مثل شرکت در انتخابات - ما را به هدف خواهد رساند.
3-    « استیو جابز» به عنوان استوره دوران اخیر که فرا گیر ترین وسایل ارتباطی را که روزی کسی تصور وجود آنها را هم نداشت به جهانیان عرضه کرد ، می گفت « تولید محصولات ما نه برای برآورد کردن نیازهای موجود و شناخته شده مشتریان بلکه بر اساس نیازهائی که مردم برای زندگی بهتر در آینده به آنها نیاز خواهند داشت تعریف و تولید خواهد شد. بلا فاصله بعد از فوت « استیو جابز » میلیون ها دستگاه «اپل » در سراسر گیتی خبر فوت ایشان را در اختیار مردم قرارداد امری که برای اولین بار در تاریخ اتفاق افتاد-
4-    انتخابات مجلس نهم در ایران در حال برگزاری است.
1-    حاکمان فعلاً حاکم اصلاً نیازی به « ما بسیاریم » مردم ایران برای شرکت در این انتخابات ندارند.
2-    با داغ و درفش و زندانی کردن فعالین سیاسی و اجتماعی و تهدیدات جدید آنها پیغام عدم علاقمندی شان به شرکت « ما بسیاریم ها » در این انتخابات را به گوش جهانیان رسانده اند و میرسانند.
3-    برای هرکدام از حوزه های انتخاباتی و هر صندلی نمایندگی حداقل 3 نفر رزرو، کاندیدا آماده کرده اند.
4-    در مدت زمان باقی مانده برای انتخابات امکان حضور «ایجابی» هیچ جریان سیاسی جدید در این انتخابات وجود ندارد. ( مهندسین انتخاباتی حاکمان از الان پروژه خود را تمام شده می دانند و جشن پیروزی را شروع کرده و در میتینگ های انتخاباتی « این حضور میلیونی مردم در انتخابات» را به همدیگر تبریک می گویند.)
«ما بسیاریم»
1-    در دوسال گذشته و در تمرین اعلام حضور « مابسیاریم» در یکی از برنامه های ورزشی 90 ما بسیاریم را با جواب «اس ام اسی» «نامریوط» به سه گزینه نشان دادیم.
2-    چهارده سال پیش ، برای اعلام حضور در مقابل « نادیده گرفته شدن » حماسه « دوم خرداد 1376 » را آفریدیم  وبا  عدم انتخاب ناطق نوری،  «خاتمی » را رئیس جمهور کردیم.
3-    هنوز می توان یک لیست 30 نفره در تهران و لیست مناسب در برخی شهرهای کوچک و بزرگ برای اعلام  حضور « سلبی » در این انتخابات کسانی که اندکی احترام به مردم حداقل هوادار خودشان قائل هستند دست چین کرد.
4-    خرج این اعلام حضور زیاد نیست ، تمامی ابزار مورد نیاز «مدرن» و« مسالمت آمیز» است و با اعلام گسترده این حضور می توان حاکمان را در موقعیت «آچماز» قرارداد.  می شود در تهران و با اعلام آشکاراز قبل  بیش از چهار میلیون نفر ،  لیستی را که مورد نظر حاکمان نیست، انتخاب کرد و آنرا در مقابل چشم جهانیان قراردادو هزینه « نادیده انگاشتن ما بسیاریم» را تا حد غیر قابل پرداخت بالا برد.
ما بسیاریم ها!!
فقط 3 روز برای این اعلام این مدل جدید از حضور وقت باقی است رهبران اجتماعی «مابسیاریم» در معرض آزمونی بزرگ هستند لطفاً از همه رهبران و نخبگان آرزومند ایران سرافراز بخواهیم تصمیم «مدرن» ، « مسالمت آمیز» و«سلبی» مورد نیاز را اتخاذ کنند و تنها خواسته ما این هست که عدم علاقمندی ما به نادیده شدن را به حکام و جهانیان نشان دهیم.
ما، «ما بسیاریم ها» به احترام شهدا ، زندان نگهداشته شده ها، رهبران در حصر جنبش سبز « میرحسین » ،«رهنورد»و «کروبی» و بویژه به احترام صف شکن جبهه ها « دکتر مهدی خزعلی» و تقاضای شکستن اعتصاب غذا توسط ایشان روز جمعه باید در انتخابات مجلس نهم شرکت کنیم.

شعارهای ما در روز جمعه که در سکوت می توان آنرا فریاد زد و گوش اهریمنان را با آن کر!! این است.
مابسیاریم!!
زندانی سیاسی نمی خواهیم!!
خواسته های مهد ی خزعلی برای آزادی وجمع کردن بساط تزویر و ریا و دروغ ... مورد تائید ماست.

تهیه لیستی از کاندیدا ها که حتماً باید حداقل 30 نفر باشند و حداقل « دروغ گفتن  را کار بدی بدانند» بر عهده رهبران جنبش سبز و هر جریان سیاسی مورد احترام «ما بسیاریم ها» است.

تذکر: وحدت رویه همه « ما بسیاریم ها » پاشنه آشیل این تاکتیک است و مسئولیت رهبران اجتماعی در این تصمیم بیشتر است پس قبل از هر اقدام اجرائی همه باید روی آن توافق داشته باشند.

آیا می توان با فریاد سکوت و در «زمین حریف» گوش اهریمنان را کر کرد؟
امیدوارم و اگر می شود و ما این کار را نکنیم « تاریخ درمورد نسل حاضر قضاوت سختی خواهد داشت»
وقت تنگ است.
           
           
7 اسفند 1390  تهران         

Friday, January 20, 2012

قدرت تخریب نقدینگی



دی ماه 1390
یادداشت

-        آن کس که نداند و نداند که نداند...
سیاست های اقتصادی دولت به نحو آشکاری خلاف کلیه اصول شناخته شده اقتصادی بوده و به هیچ وجه مورد تائید هیچ کدام از نظریه های اقتصادی رایج و یا شناخته شده و غیر رایج در دنیا نیست ؟
سئوال این است که چرا؟
-        نقدینگی موجود در جامعه به حدود 350 هزار میلیارد تومان افزایش یافته و دولت هیچ روشی برای اداره گردش آن در جامعه ندارد بلکه با سیاست های مدون بانکی و عملکرد های روشن اقتصادی سعی در تشدید افزایش ضرب آهنگ حضور این نقدینگی در سفته بازی و دلالی و در مدل جدید احتکار داشته و سعی می شود اثرات این میزان نقدینگی سرگشته را در فروپاشی جزء به جزء اقتصاد ملی تشدید نمایند، چرا؟
-        تقریبا هیچ کس در مخرب بودن پرداخت ماهیانه یارانه ها به حساب مردم در غیاب حمایت از تولید داخلی و سیاست واردات نا محدود کالاهای مصرفی شک ندارد آیا نمی توان این پرداخت را به مثابه استراتژی و تاکتیک یک جریان هدفمند برای استفاده از نیروی نیاز مردم، برای تخریب باقی مانده های سالم اقتصاد ملی ارزیابی کرد ؟ آیا تصور غلطی است اگر فکر کنیم این کار به منظور مشارکت دادن 70 میلیون ایرانی برای نابودی حداقل های باقی مانده از ساختار اقتصادی ملی است که در نهایت به شراکت در جرم واقع شده توسط مردم ختم خواهد شد؟
فکرش را بکنید که متهم فرضی برای تخریب اقتصاد ملی در جواب دادگاه خواهد گفت : من که هرچه پول دستم رسید تقسیم کردم بین مردم و به آنها گفتم آنرا پس اندازکنند ویا روی هم بگذارند و سرمایه گذاری کنند و یا ...  آیا اینگونه فرافکنی در دوره اخیر ادبیات سیاسی کشور برای شما آشنا نیست؟
-        بیاید با هم با عدد 350 هزار میلیارد تومان نقدینگی که بطور متوسط ماهیانه 8 هزار میلیارد دیگر هم به آن اضافه میشود آشنا شویم و قدرت تخریبی آن را با هم برآورد کنیم . برای مثال اگر هر ایرانی بطور متوسط بخواهد از نیروی تخریبی آن بر خوردار باشد و فرض کنیم با سهم خود نارنجک بخرد و از سر تفریح و یا لج و لجبازی آن را منفجر نماید و خسارت ناشی از این بازی احمقانه برای هر نارنجک، قطع شدن یک دست و یا یک پا باشد، چه تعداد دست و یا پا  برای قطع شدن لازم خواهدبود؟ هرچند نگارنده با قیمت نارنجک آشنائی ندارد ولی بیایید فرض کنیم هر یک عدد آن 50 هزار تومان باشد. آیا برای محاسبه حداقل خسارت قابل دسترس آمادگی دارید.
-        و350 هزار میلیارد تقسیم بر70 میلیون می شود هر نفر 5 میلیون تومان.
-        با 5 میلیون تومان از اسباب بازی مورد فرض می توان 100 عدد تهیه کرد
-        70میلیون نفر هریک با 100 عدد دست و یا پای قطع شده ، می شود 7 میلیارد دست و یا پای قطع شده داشت . 7 میلیارد برای شما عدد آشنائی نیست؟ تازه ما ماهیانه 8 هزار میلیارد جدیدی که به این مبلغ 350 هزار میلیارد تومان فعلی اضافه میشود را در محاسبه منظور نکردیم.
-        قدرت تخریبی نادانی از این دست معادل چند بمب اتمی است؟ و با این نیرو چند بار می توان حداقل ایران را با خاک یکسان کرد؟شما به ما بگوئید.