Sunday, June 10, 2012

آقای حاکم، منصوبین خود را در این "آینه" دیده اید؟(2) - در تدارک 25 خرداد


(2)

(می دانیم که برای شما و دنیا تازگی دارد ولی توصیه می کنیم این بیانیه را با دقت بخوانید.)

آقای حاکم!
 آیا متوجه شده اید که همه ارگان های حکومتی و بویژه اجرائی تحت فرمان شما  برای بر پا کردن آتش یک آشوب و انقلاب شبانه روز در تکاپو هستند؟
-          عنان فساد و دروغ و تباهی توسط دولت مردان "انتصابی" شما رها شده است!
-          بیکاری و فقر و تبعیض بیداد می کند!
-          اعتیاد و فحشا تا درب خانه شخص شما هم کشیده شده!
-          تصادفات و حوادث رانندگی تا درب منزل جنابعالی هم رسیده!
-          نظام اقتصادی و سیستم بانکی یکی از ثروتمند ترین کشورهای عالم بطور کامل سقط است!
-          مامورین انتظامی بجای تامین امنیت شهروندان به جشنواره های سینمائی گیر داده اند!
-          وزارت ارشاد شما به دنبال بستن خانه سینماست!
-          در فضای هر روز بیشتراز روز قبل ، امنیتی شده،  سنگ ها را به قصد "معنی داری" بسته اند!
-          در فعالیت های هسته ای اما ... (شما اطلاعاتتان از ما بیشتر است)!

آیا همه اقدامات سازمان دهی شده در فوق را که برای سرنگونی نظام مورد ادعای شما و توسط عوامل "منتصب بدست شما" انجام می شود را نمی بینید؟ و یا اینکه خود را به خواب زده اید؟
(وضع غریبی است ، عوامل انتصابی شما تیشه بر ریشه تان برداشته اند و "اپوزیسیون" با حیا و دانای شما تمام قد در مقابل وقوع یک آشوب و یا انقلاب که می تواند تومار میهن ما را در هم بپیچد، به مقاومت ایستاده است!)

آقای حاکم! ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم - در تدارک 25 خرداد


(می دانیم که برای شما و دنیا تازگی دارد ولی توصیه می کنیم این بیانیه را با دقت بخوانید.)

آقای حاکم!
 آیا متوجه شده اید که همه ارگان های حکومتی و بویژه اجرائی تحت فرمان شما  برای بر پا کردن آتش یک آشوب و انقلاب شبانه روز در تکاپو هستند؟
-          عنان فساد و دروغ و تباهی توسط دولت مردان "انتصابی" شما رها شده است!
-          بیکاری و فقر و تبعیض بیداد می کند!
-          اعتیاد و فحشا تا درب خانه شخص شما هم کشیده شده!
-          تصادفات و حوادث رانندگی تا درب منزل جنابعالی هم رسیده!
-          نظام اقتصادی و سیستم بانکی یکی از ثروتمند ترین کشورهای عالم بطور کامل سقط است!
-          مامورین انتظامی بجای تامین امنیت شهروندان به جشنواره های سینمائی گیر داده اند!
-          وزارت ارشاد شما به دنبال بستن خانه سینماست!
-          در فضای هر روز بیشتراز روز قبل ، امنیتی شده،  سنگ ها را به قصد "معنی داری" بسته اند!
-          در فعالیت های هسته ای اما ... (شما اطلاعاتتان از ما بیشتر است)!

آیا همه اقدامات سازمان دهی شده در فوق را که برای سرنگونی نظام مورد ادعای شما و توسط عوامل "منتصب بدست شما" انجام می شود را نمی بینید؟ و یا اینکه خود را به خواب زده اید؟
(وضع غریبی است ، عوامل انتصابی شما تیشه بر ریشه تان برداشته اند و "اپوزیسیون" با حیا و دانای شما تمام قد در مقابل وقوع یک آشوب و یا انقلاب که می تواند تومار میهن ما را در هم بپیچد، به مقاومت ایستاده است!)

آقای حاکم!
ما شهروندان معترض به شمرده نشدن «رای هایمان در 22 خرداد 1388» به رئیس جمهور منتخب میر حسین موسوی!
ما شهروندان معترض به نقض آشکار «حقوق ملت» با انتصاب فردی مریض به ریاست جمهوری !
ما شهروندان معترض به حصر رهبران جنبش «سبز»و «ایرانیان صلح جو» و زندانی نمودن بهترین فرزندان میهن!

روز 25 خرداد در یک نمایش حضور در تهران شرکت خواهیم کرد!
البته با بهترین روحیه و روئی گشاده و "مسالمتی" که گرفتن آن از ما کار ساده ای نخواهدبود!
شما اگر خود را به خواب نزده باشید، خواهید توانست در این حضور رمز جاودانگی "دانائی ایرانی" را مشاهده کنید.

بله!  به عواملی که برای محافظت از خودتان بسیج کرده اید. بفرمائید این جماعت معترضین را نمی توانند به آشوب و نابودی کشور وادار نمایند. "دانائی" و "صبر" بزرگترین و انقلابی ترین راه رسیدن به خواسته های این "مردم رنج کشیده" است و بقول میرحسین موسوی «ما ایرانیان صلح جو تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نمی‌شویم» و بازی چیده شدهء عوامل تان را برای تخریب و نابودی ایران، بر هم خواهیم زد.
***
ما شهروندان معترض بدینوسیله اعلام  می نمائیم :
برای نجات دنیای خود چاره ای به جز قبول نتایج انتخابات 1388 را ندارید.
هنوز جنابعالی و عوامل تان فرصت دارید که «بجای تحمل سخیفانه ترین تحقیر های یک جریان بیمارتا آخر یک دوره دولت نادانی ویا خیانت» ، از گناه مرتکب شده استغفار بکنید وبراساس منابعی ازنتیجه انتخابات 1388 که در اختیار دارید، «با دعوت ازآقای مهندس میرحسین موسوی برای تشکیل کابینه مردمی» به بزرگترین اشتباه زندگی خود خاتمه دهید.
***
تذکار:« مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 نیز "با هوشتر" از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»! 

Saturday, June 9, 2012

حضور 7 تا 9 بعد از ظهر 25 خرداد را چگونه سازمان خواهیم داد؟ سرمست از شادی باهم بودن




"مطلقاً مسالمت آمیز"، "بی دریغ عاشقانه" و "بینهایت مفید و موثر"

در ادبیات مدیریت گزاره ای داریم به این ایجاز:
اگر خودتان برای خودتان برنامه نداشته باشید، دیگران همیشه آمادگی دارند برای شما برنامه بریزند!

برنامه حضور 25 خرداد بر اساس فراخوان "شورای هماهنگی جنبش سبز امید" حضور در مراکز اصلی شهر ها بویژه پارک های زیبا و سبز و شاد در این بهار طبیعت است و حاشیه بیشتری بر آن آورده نشده است.

جوانان وفعالین جنبش سبز که با کارت شناسائی  "هر شهروند یک رسانه میرحسین موسوی" شناخته می شوند، پیغام های این حضور را به اطلاع همهء شهروندان، در دورانی که رسانه های رسمی و غیر رسمی در مصادره هستند و شهروندان ممکن است از این "فراخوان" مطلع نشوند، خواهند رساند.
این حضور برابر با اعلام فراخوان نیازی به طرح شعار و تجمعات متمرکز شده در مراکز گزدهمائی ندارد، علت اصلی این درخواست آن است که:
مطالبات معترضین به انتخابات 88 و میلیون ها ایرانی خواهان خاتمه مصادره "جمهور مردم" حتی به گوش رئیس جمهور های بزرگترین و کوچکترین کشور های دنیا رسیده است. چگونه ممکن است به گوش مخاطبین آن در ایران نرسیده باشد. وقتی طرف مقابل برای نشنیدن پیام "پول" می گیرد. اساساً نیازی به فریاد پیام حضور وجود ندارد!

 نکته جالبی در مقابله با اجتماعت مسالمت آمیز شهروندان ایرانی از طرف جناح حاکم مطرح می شود که گویا معترضین خواهان براندازی هستند، این ادعا فعلاً از طرف هیچ کس خریدار ندارد و صد البته شهروندان ایرانی و "مطالبات بر حق مردم" نیاز ندارند اثبات کنند که "برانداز" نیستند، بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب "حداقل مطالبات مردم" خرج کرده و قادر به خدشه به "منش مسالمت جویانه" آن نبوده است.

این قلم برآن است که با اشاره به منشوری که در ذیل از منش میرحسین موسوی تفسیر دارد، به نکته ای اساسی در خصوص حضور 25 خرداد ما، شهروندان، اشاره داشته باشد:
هیچ اشکالی ندارد که جناح حاکم حضور میلیونی شهروندان در پارک ها و مراکز اصلی شهر ها را که با شادی و نشاط برگزار خواهیم کرد، «خرید عید» ، «عروسی» و یا «هر چیز شاد دیگری » نامگذاری نماید، ولی «حق ندارد با بسیج عوامل حقوق بگیرش و ایجاد آشوب و بلوا بخواهد اجتماع مسالمت آمیز شهروندان را مصادره نماید! در این خصوص از دوستان جوان "هر شهر وند یک رسانه" انتظار اطلاع رسانی داریم.

واما... منشوری که از "منش میرحسین موسوی" تفسیر دارم و در یادداشت"دردنامه ای به آقای خاتمی در سالگرد دوم خرداد" نوشته شده است را جهت اطلاع تقدیم کرده ، خواهان اعلام نظر سایر دوستان "هر شهروند یک رسانه" در مورد این تفسیر خواهم بود.

« هیچ کس انتظار ندارد شما فراخوان اعتراض خیابانی و یا آشوب بدهید که یقین دارید و داریم که مردم به این خطر "تن با ارزش خود را" نخواهند سپرد.
حیف است آن اوباشی که سیلی برگونه وزیر عاقل خاتمی زد، بتواند با استخدام "ماموری که دنبال یک لقمه نان حلال برای زن وبچه اش ، صبح زود بر سرکاری که او را گمارده اند، آمده" حتی یک موی سر یک فرزند ایرانی را مورد ستم قراردهد.
روش "موسوی" "مطلقاً مسالمت آمیز"، "بی دریغ عاشقانه" و "بینهایت مفید و موثر" است. لطفاً فقط با این مردم از دردهای آن ها و خودتان بگویید و کنار بایستید. تاریخ "بینهایت راه مسالمت آمیز" برای رسیدن به خواسته های "یک ملت" به آنها ارزانی داشته و "دانائی" کلید این دستیابی است.
لطفاً اگر خجالت می کشید که بگوئید پیرو "میرحسین موسوی" هستید ، اعلام کنید راهکار های "گاندی" را پیش خواهید گرفت و به هیج لابی بدون "اطلاع مردم" تن نخواهید داد.
شما این مهم را بکنید، مردم را با امیدوار کردن به لابی گری "احمقانه" فریب ندهید.
خواهید دید که تاریخ و صلح طلب ترین مردم "تاریخ ایران" چگونه حتی معضلات "شما رهبران" را با "قدرت ایمان به عشق و شادی و زندگی حل" خواهند کرد.»
شنبه 20  خرداد 1391

Friday, June 8, 2012

یک گام به پیش : چرا جنبش سبز ، اصلاحات و هر حرکت اجتماعی "غیر دولتی" در ایران به فائزه هاشمی،تاج زاده وعلیرضا رجائی بدهکار است

بیایید قدردانی را "یاد بگیریم"!


خاطره ای شفاهی می تواند مقدمه موثر برای شروع این یادداشت باشد.
«در انتخابات مجلس ششم لیست 30 نفره ای از کاندیداهای "دوم خرداد" عمدتاً با محوریت روزنامه نگاران "دوم خردادی" تهیه و منتشر شد. لیست مورد حمایت "ایران آباد" آنروز با لیست دوستان "دوم خردادی" در دو نفر اختلاف داشت. فائزه هاشمی(به عنوان شرف "انسان ایرانی" و مدافع واقعی حقوق "زنان و جوانان") و اکبر هاشمی رفسنجانی( به عنوان "عملگرا ترین سیاستمدار ایرانی" که همیشه "می داند"، "چه می خواهد و چه چیزی را می تواند بدست بیآورد"). سه نکته را قادر نیستم فراموش کنم.
1-      سید ابراهیم نبوی تنها روزنامه نگار مطرح آنروز بود که با "حیائی" بسیار محترمانه از دوستان خود خواست که روشن نمایند، چرا نام "فائزه" در لیست دوم خردادی ها نیست؟(سید در این خصوص خودت چیزی بنویس!)
2-      فائزه با احترام به "مبارزه ابلهانه ای که با حمله به اکبر هاشمی و بصورت بریدن شاخ بر بن" از طرف روزنامه نگاران "دوم خردادی" راه افتاده بود. حتی کوچکترین "گلایه" را از دوستان دوم خردادی "علنی" نکرد.
3-      آن شد که شد! فائزه رای نیاورد. اکبر هاشمی بعد از انتخاب و در اعتراض به هجمه تاریخی "ابلهانه" –نظر این قلم است-  انصراف داد. نزدیک به یک میلیون آرای صندوق ها توسط شورای نگهبان "جنتی" باطل شد. آقای علیرضا رجائی که برای اولین بار و از حرکت نوین "نهضت آزادی و ملی مذهبی ها" برای ساختن تاریخ ماموریت پیدا کرده بود، حذف شد و... حداد عادل به عنوان نفر سی ام وارد مجلسی شد که "تاج زاده انتخابات آنرا برگزار کرده بود.»
روز گار غریبی است، امروز مصطفی تاج زاده هنوز اعتقاد دارد که در هیچ دادگاهی که قبل از دادگاه "شکایت از جنتی" و در اتهام دخالت در انتخابات با باطل کردن نزدیک به یک میلیون از آرای مردم تهران، تشکیل شود، دفاع نخواهد کرد! علیرضا رجائی به جرم ماموریتی که مردم بر او قائل شده بودند و با ابطال آرای مردم تهران از انجام آن "معاف"شد، به جرم نکرده در زندان است! خانم الهه کولائی در سایت کلمه 18 خرداد مجلس ششم را بالاترین مجلس تاریخ ایران معرفی می کند(؟!) حداد عادل سودای ریاست مجلس و رویای ریاست جمهوری در سر دارد...
و تقریباً هیچ یک از اطلاح طلبان جرات اعتراف به "جهل" در بریدن "بن" "شاخه ای از درخت مدنیت ایرانی" که بدست آنها انجام شد را نداشته است.(جالب اینجاست که این دوستان از آدم هائی که جرائم بسیار بزرگتری داشته اند، انتظار دارند که مواضع بدست آورده را به راحتی تحویل بدهند)
و اما فائزه... بی هیچ گلایه ای از دوستان خود در میان اصلاح طلبان حکومتی، در انتظار "تحمیل هزینه زندان" برای اعتراض به نتیجه انتخابات 88 و حمایتش از "میر حسین" بر "گرده جناح حاکم و دولت انتصابی" آن است.
تحسین بر فائزه و صبوری و "عملگرائی" مثال زدنی او و دعوت از همه یاوران "ایران" برای قدر دانی از این "انسان ایرانی" وظیفه این یادداشت است.
آن کسانی که از بی عملی جنبش سبز "دل زده اند" و تاکتیک مبارزاتی می خواهند. می توانند و باید "قدردانی از فائزه" را به عنوان مهمترین کاری که "همین امروز می شود انجام داد" در پیش گیرند.
از سید ابراهیم نبوی انتظار دارم در این خصوص روشنگری بیشتری داشته باشند.
و بر این باورم که نباید "فریب" کسانی را خورد که "های و هوی دارند" بلکه باید "اعتماد" از دسته رفته را به یاوران واقعی جنبش که "سر به توی دارند"  باز سازی کرد! و این "عین عملگرائی" است.
قدردانی ای که بطور کاملاً منطقی، همزمان با یادبود حماسه 22 خرداد و جنبش سبز می تواند،حلقه یاران واقعی "میر حسین موسوی" را که با استواری، صلابت و صبوری توسط "علیرضا رجائی، مصطفی تاج زاده و فائزه هاشمی" نمایندگی می شود در مقابل چشم "جهانیان" قرار دهد.
***
(3 خرداد 1388): فائزه هاشمی هم در حالی که نوار سبزی به چادر خود دوخته بود، گفت: «اتفاقاتی خوبی در دوره سازندگی در کشور بوجود آمد، برای آنکه این اتفاقات از خاطره‌ها نرود مردم به سید محمد خاتمی رای دادند تا دوران سازندگی با افتخار ادامه یابد؛ اما امروز شرایط کاملاً برعکس آن روزها است. امروز و در این دوره، سرافکندگی نصیب ملت ایران شد و بر این اساس ما امروز به یک تغییر نیاز داریم تا بتوانیم در 22 خرداد هم پیروزی‌مان را جشن بگیریم».

وی گفت: «نمی‌شود در تعیین سرنوشت جامعه شرکت نکرد و انتظار معجزه داشت در انتخابات ریاست جمهوری 84 متاسفانه اصلاح‌طلبان با تعدد کاندیداها فرصت استثنایی را از دست دادند و این در حالی است که اگر در مرحله اول همه یکی شده بودند، 17 میلیون رای اصلاح‌طلبان در برابر 11 میلیون رای اصولگرایان را شاهد بودیم. امروز هم در همان شرایطیم، باید همگی بتوانیم تحلیل درستی از شرایط داشته باشیم. اگر به آمارها نگاه کنیم متوجه می‌شویم که رای اصلاح‌طلبان بیشتر از اصولگرایان است و اگر این فرصت استثنایی را هم از دست دهیم باز باید چهار سال دیگر بر خطایی که کردیم افسوس بخوریم».

این نماینده مجلس پنجم گفت: «کروبی و موسوی هر دو از چهره‌های محترم اصلاح‌طلب هستند که دارای سوابق طولانی سی ساله در انقلاب هستند اما آنچه که مهم است این است که بتوانیم تشخیص دهیم کدامیک از این دو نفر پایگاه بیشتری بین مردم دارند و کدام به پیروزی نزدیک‌ترند. مطمئناً اگر بر اثر خطای ما این دولت دوباره پیروز شود، امر بر رئیس دولت فعلی مشتبه می‌شود و خود را امام‌زمان می‌داند و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتری ادامه می‌یابد. چرا که می‌گوید مردم با او موافق بودند و روش‌های ما در این چهارسال درست بود».

فائزه هاشمی ادامه داد: «از موسوی و کروبی می‌خواهم تا انتخابات رفاقت و دوستی‌های خود را حفظ کنند. چرا که به هیچ وجه نباید میدان را به رقیب بدهیم. نباید راه را اشتباه رفت و به جان هم بیافتیم».
وی ادامه داد: «در روش و منش میرحسین موسوی عقلانیت مشاهده می‌شود. به عنوان یک شهروند آرزو دارم کسی که از نظر آرا مردم در نظرسنجی‌ها مقبولیت کمتری دارد به نفع آن یکی کنار برود». 




Thursday, June 7, 2012

نقدی بر یادداشت: جناب آقای امیر ارجمند! جوک شماره "چهار صدو پنجاه و خرده ای" ...



« هیچ کس انتظار ندارد شما فراخوان اعتراض خیابانی و یا آشوب بدهید که یقین دارید و داریم که مردم به این خطر "تن با ارزش خود را" نخواهند سپرد.
حیف است آن اوباشی که سیلی برگونه وزیر عاقل خاتمی زد، بتواند با استخدام "ماموری که دنبال یک لقمه نان حلال برای زن وبچه اش ، صبح زود بر سرکاری که او را گمارده اند، آمده" حتی یک موی سر یک فرزند ایرانی را مورد ستم قراردهد.
روش "موسوی" "مطلقاً مسالمت آمیز"، "بی دریغ عاشقانه" و "بینهایت مفید و موثر" است. لطفاً فقط با این مردم از دردهای آن ها و خودتان بگویید و کنار بایستید. تاریخ "بینهایت راه مسالمت آمیز" برای رسیدن به خواسته های "یک ملت" به آنها ارزانی داشته و "دانائی" کلید این دستیابی است.
لطفاً اگر خجالت می کشید که بگوئید پیرو "میرحسین موسوی" هستید ، اعلام کنید راهکار های "گاندی" را پیش خواهید گرفت و به هیج لابی بدون "اطلاع مردم" تن نخواهید داد.
شما این مهم را بکنید، مردم را با امیدوار کردن به لابی گری "احمقانه" فریب ندهید.
خواهید دید که تاریخ و صلح طلب ترین مردم "تاریخ ایران" چگونه حتی معضلات "شما رهبران" را با "قدرت ایمان به عشق و شادی و زندگی حل" خواهند کرد.»
مطلب فوق بخشی از یادداشت "دردنامه ای به آقای خاتمی..." است که در تاریخ 31 اردیبهشت منتشر شد. گزاره های مورد نظر یادداشت اشاره به  عملکردی "مطلقاً مسالمت آمیز"، "بی دریغ عاشقانه" و "بینهایت مفید و موثر" بوده و با معرفی "روش میر حسین" در این چهارچوب، با هر اقدام سیاسی که بتواند " تن باارزش مردم را با خطر روبرو نماید" و یا اینکه "حتی یک موی سر یک فرزند ایرانی را مورد ستم قراردهد" مرز بندی روشن خود را حفظ کرده است.
آنچه از مبارزه می ماند اما "دانائی است به آنچه در جامعه می گذرد" و این مهم که "مردم را نباید با امیدوار کردن به لابی گری با کسانی که برای نشنیدن حرف و درد مردم پول می گیرند" مشغول کرده و یا سرکار گذاشت.
این مهم محقق نخواهد شد تا زمانی که جناح حاکم می داند که "دانائی" مردم بر کاستی های مدیریتی او پاشنه آشیل تداوم سلطه او است و از هرگونه روشنگری در این خصوص جلوگیری می کند. روش و سیاست مبتنی بر " هر ایرانی یک رسانه است" که توسط میر حسین ارائه شد در این چهارچوب است که معنی پیدا می کند و خالی از لطف نیست که یادآوری کنیم "افشاگری در خصوص نقاط ضعف طرفین دعوای داخل جناح های حاکم" هم که یک طرف، طرف مقابل را با افشای مثلاً 130000 سند تهدید می کند، از این واقعیت قوت می گیرد.
با توجه به مطالب بالا است که برای جلوگیری از ایجاد رخوت در میان "افکار عمومی مردم" جنبش اصلاح طلبی سبز می تواند و باید با همه چیز و همه کس که به نوعی در زندگی روز مره اقداماتی انجام می دهد که با زندگی مردم رابطه دارند، کار داشته باشد. داشتن مواضع شفاف و بیان این مواضع در کلیه امور مرتبط با زندگی، بخش اصلی مبارزه است.
گزاره هائی از قبیل "اندکی صبر سحر نزدیک است" ویا نقشه هائی که دوستان اصلاح طلب حکومتی برای یافتن راه "گشودن انسداد؟! سیاسی" مطرح می نمایند. در این عرصه و با تکیه بر تحلیل فوق، فداکردن امروز مردم به امید فردای نامشخص است و این قلم بر آن است که میر حسین موسوی چنین راه کاری را "صرفاً" برای بیان باز بودن افق امید ممکن است مطرح نماید و نه به عنوان تاکتیک های روزمره جنبش سبز!
از سایت محترم "کلمه" ، "شورای محترم هماهنگی راه سبز امید" و همه دوستداران "ایرانی که در جایگاه صحیح بین المللی و ملی خود قرار خواهد داشت"، انتظار می رود "روشنگری و روشنگری بیشتری" را پیشه کارزار امروز میهن داشته باشند و با "تکرار و تکرار" حداقل مطالبات بر حق مردم ، آنها را در تصمیم سازی درست برای اعمال حمایت و یا مذمت توسط "افکار عمومی" یاری رسانند.
« واما امروز 17 خرداد 1391
1-       مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران "مدیریت" نمایند.
2-       مذاکره کنندگان 1+5 باید مطلع باشند که تا زمانی که با "نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده"، طرف مذاکره نیستند، هر گونه "تحریم غیر مالی جناح حاکم"  و "اقدام نظامی" از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
3-       این "مطالبات بر حق مردم" نیست که بخواهد اثبات نماید که "برانداز" نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب "حداقل مطالبات مردم" خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
4-       رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات رانندگی، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و... حداقل کاری است که جناح حاکم قبل از اینکه "خیلی دیر شود" می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!»
برای روز 18 خرداد 1391 نیز موضوعیت و اولویت داشته باشد و این تاکیدی است بر این  واقعیت که "مردم ایران" می دانند:
«که علیرغم تبلیغات جناح های حاکم " مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 " با هوش تر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.»
 «جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»!
18 خرداد 1391

Wednesday, June 6, 2012

جناب آقای امیر ارجمند! جوک شماره "چهار صدو پنجاه و خرده ای" که تعریف نموده اید، اصلاً خنده دار نبود


«حدود چهارصد و پنجاه روز از شروع حصر میرحسین موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی گذشته است و در مصاحبه ای که در تاریخ  سه شنبه16 خرداد در سایت "کلمه" انتشار یافته آقای امیر ارجمند به چند سوال جواب داده اند. محور اصلی جوابی که قرار بوده ایشان به افکار عمومی "تشنه آگاهی" ارائه دهند. اشاره به بیانیه 17 آقای مهندس موسوی است. این همان جوک شماره 450 و خرده ای است، که اصلاً هم خنده دار نبود.»

و اما مصاحبه:
گزاره اول:  اردشیر امیر ارجمند، مشاور میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفت و گویی با وبسایت "کلمه" با اشاره به مذاکرات ایران و گروه پنج بعلاوه یک از جمهوری اسلامی خواست، در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند.
گزاره دوم: مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
گزاره سوم: سخنگوی شورای راه سبز امید با بیان اینکه این شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است و از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، نمیتوان ضدیت با نظام را نتیجه گرفت، گفت: تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.
گزاره چهارم: من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد.

دوست محترم در عالم سیاست مواضع بیش از 450 روز قبل میر حسین برای همان روز نیوشیدنی بوده و قهراً ، تکرار همان جملات از طرف میر حسین آقای "سید ابراهیم نبوی" را بر آن میداشت که بگویند، مثل اینکه بیماری "رهبران تکراری گوی" در این مملکت بیماری فراگیر است و مختص آقا نبوده است. حال بعد از 32 روز موضع گیری در خصوص انتخابات دور دوم و استدلال ارائه شده که در گزاره های بالا آورده شد، هیچ آثاری از هوشمندی "میر حسینی" ندارد.

میفرمائید تصمیم برای عدم مشارکت در انتخابات حاصل چندماه بحث وگفتگو و تبادل نظر بوده. میفرمائید شرایط در مرحله دوم با دور اول تفاوت نکرده بود و میفرمائید معتقد بودید و هستید که عدم شرکت در انتخابات صحیح بود.

مگر در تصمیم عدم مشارکت نظر آقای خاتمی هم وجود نداشت؟  مگر آقای خاتمی هزینه اعلام این نظز به نخبگان کشور را از آبروی خود نپرداخته بودند؟ چگونه است و چرا در عمل و حسب آخرین تحلیل "ایشان از این تصمیم جمعی عدول می کنند"؟  و مگر نه این است که تفاوت دور اول و دوم این بود که در این میان آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده بودند و این تمامی شرایط را عوض کرده بود؟ اینکه هنوز هم بر این عقیده اید که تصمیم عدم مشارکت در انتخابات نتیجه چند ماه مذاکره بوده ، پس درست هست همان حکایت "حرف مرد یکی است " ملا نصرالدینی نیست؟ بخصوص اینکه آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده اند و هنوز هم از اصل این شرکت دفاع می نمایند!(آیا این همان ،"همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد" - در گزاره چهارم فوق- اعلام این نکته نیست که اعتقاد دارید آقای خاتمی اشتباه کرده اند که در انتخابات شرکت کرده اند؟)

در گزاره اول خواهان "شجاعت" مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی شده اید. برادر! اگر این جماعت شجاعت لازم را داشتند، اصلاً حال روز تحریم و حصر و اقتصاد و فلاکت مان این بود؟ که هست.  یا جنابعالی قصد مزاح نابجا داشته اید؟
در آخرین شوخی سئوال فرموده اید: کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟

این قلم نمی داند شما به عنوان سخنگوی یک جریان پوینده اصلاً در موقعیت طرح سئوال آن هم بعد از یک ماه و بعد از اینکه "آقای ذوالنور در قم رای نیاورده اند"، "وحدت اصول گرایان حول آقای مهدوی کنی  و یا آقای مصباح شکل نگرفت". "تمام سعی آقای حداد و دوستانشان برای حذف علی مطهری با شکست روبرو شده" و "هیئت رئیسه "رویائی" اقای مصباح 100% با شکست روبرو شده" و "آقای خاتمی و بخش قابل توجه از دوستان اصلاح طلب در دور اول انتخابات شرکت کرده اند" و "اقدام شجاعانه دکتر خزعلی برای شکستن طرح حذف علی مطهری به بار نشسته" ، چه جای طرح داشته است؟

واما امروز 17 خرداد 1391
1-       مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران "مدیریت" نمایند.
2-       مذاکره کنندگان 1+5 باید مطلع باشند که تا زمانی که با "نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده"، طرف مذاکره نیستند، هر گونه "تحریم غیر مالی جناح حاکم"  و "اقدام نظامی علیه ایران" از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
3-       این بر "مطالبات بر حق" مردمی نیست که بخواهد اثبات نماید که "برانداز" نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب "حداقل مطالبات مردم" خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
4-       رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات جاده ها، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و... حداقل کاری است که جناح حاکم "قبل از اینکه خیلی دیر شود" می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!

نکته آخر اینکه مذاکره کنندگان کشورهای  1+5 با هوشتر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران "اعتماد" نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران "دروغ " می گویند. «حتی به "خودشان "هم دروغ می گویند.»
 «جماعتی که "خود گوید و خود خندد"»! 

Friday, June 1, 2012

به مقطع مذاکرات هسته ای در مسکو فقط دو هفته مانده(5)، مردم ایران و تحلیل گران مستقل حق دارند و باید از موارد ذیل مطلع باشند

   
1-      مذاکرات استانبول و بغداد هیچ پیشرفت قابل توجه ای نداشته، صرفاً مذاکره کنندگان 1+5 متوجه شده اند، جناح حاکم در ایران بدنبال "مذاکره برای مذاکره" است و در "موضع ضعف" هم قراردارد.
2-      جناح حاکم با "طرح دعوا" سر حجاب و کراوات، گسترش فشار بر زندانیان و"جنگ زرگری" احمدی نژادی بر سر "بودجه و هدفمندی یارانه ها" و بویژه حملات گسترده به "پس اندازهای مردم نزد سیستم بانکی"، فشار به "شهروندان" را اضافه کرده وسعی دارد "توجه مردم به حادثهء ناشی از نکبت مذاکرات هسته ای" را به نکات دیگر معطوف دارد.
3-      "مانور 12 هزار نفره از 19 کشور در خاورمیانه به رهبری آمریکا" در حال خاتمه است. فرماندهی این مانور خواستار فرستادن یک ناو جنگی دیگر به منطقه "خلیج فارس" شده است.
4-      " 2 ناو مین جمع کن انگلیسی" به "خلیج فارس" اعزام شده اند.
5-      مانور های کشور های عربی در جنوب "خلیج فارس" با هدایت آمریکائیان ادامه دارد.
6-      و...

واقعیت این است که "جناح حاکم" که "جمهوری اسلامی را در "مصادره" دارد. برای حفظ قدرت هیچ قواعد بازی را رعایت نکرده و قصد هم ندارد رعایت کند.

اگر "شهروندان ایرانی" اطلاعات و موضعگیری "عملی و موثر" برای اعمال خواسته های مشروع شان نداشته باشند. روند مذاکرات مسکو – تازه اگر مذاکره ای انجام شود – به بازی "باخت – باخت" برای مردم منطقه و مردم ایران و جناح حاکم تبدیل خواهد شد.

وقت آن است که با یاری تمامی علاقمندان به سرنوشت میهن، «دنیا و مذاکره کنندگان کشورهای 5+1  بدانند که تا زمانیکه با «نمایندگان مشروع» مردم ایران «طرف مذاکره» نیستند، هر گونه «تحریم اقتصادی» ایران و یا هر گونه «تقابل نظامی» با جناح حاکم جز ضربه زدن به «جنبش مردمی» در ایران حاصل دیگری ندارد و صرف زیاده طلبی های جناح های حاکم توجیه کننده رفتارهای منفعت طلبانهء «دنیای متمدن » امروزی نمی تواند باشد.»(نقل از یادداشت "ما و مذاکرات 3 خرداد"  بغداد)